السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

97

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

بگشاى و رشته هر دشمنى را پاره نماى . خود را از آنچه برايت آشكار نيست ناآگاه و شتابان ، گفته سخن چين را مپذير - كه سخن چينى نرد خيانت بازد ، هرچند خود را همانند خيرخواهان سازد . و بخيل را در رأى زنى خود در مياور كه تو را از نيكوكارى بازگرداند و از درويشى مىترساند « 1 » و نه ترسو را تا در كارها سست نمايد و نه آزمند را تا حرص ستم را برايت بيارايد ، كه بخل و ترس و آز ، سرشت‌هايى جدا جداست كه فراهم آورنده آن‌ها ، بدگمانى به خداست . « 2 » بدترين وزيران تو ، كسى است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده و آن كه در گناهان آنان شركت نموده پس مبادا ، چنين كسان محرم تو باشند كه آنان ياوران گناه‌كارانند و ستم‌كاران را كمك كار و تو جانشينى بهتر از ايشان خواهى يافت كه در رأى و گذاردن كار چون آنان بود و گناهان و كردار بد آنان را بر عهده ندارد . آن كه ستم‌كارى را در ستم يار نبوده و گناه‌كارى را در گناهش مددكار . بار اينان بر تو سبك‌تر است و يارى ايشان بهتر و مهربانىشان بيشتر و دوستىشان با جز تو كمتر . پس اينان را خاصّ خلوت خود گير و در مجلس‌هايت بپذير . و آن كس را بر ديگران بگزين كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر گويد و در آنچه كنى يا گويى - و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد - كمتر يارى ات كند . و به پارسايان و راست‌گويان بپيوند و آنان را چنان بپرور كه تو را فراوان نستايند و با ستودن بيهوده

--> ( 1 ) . نهج‌البلاغه ، نامهء 52 . . ( 2 ) . ابن ابى الحديد ، تأكيد دارد : اگر انسان به خدايش با اطمينان و اخلاص ، اعتماد كند ، او خواهد فهميد كه زندگى اش گسترش مىيابد ، زندگى روزانه‌اش تأمين مىشود ، ثروت و فقر او ، مقدر است ، هيچ چيزى جز فرمان و حكم خدا اتفاق نمىافتد . شرح نهج‌البلاغه ، ج 17 ، ص 44 . و ابن ميثم بَحرانى اشاره مىكند كه : « عدم اعتماد به خداوند با عدم معرفت او آغاز مىشود . فردى كه از جود و بخشش و اعانه غفلت ورزد ، او نخواهد فهميد كه در راهش چه صَرف بايد بكند ، لذا او لئيمانه مانع فقر و تنگ‌دستى خود مىشود . اين چنينن آدم‌ها ، همواره صفات آدم‌هاى طمع‌كار و لئيم را دارند . » .